عزيز رامش متخلص به عاشيق عزيز شهنازي سال 1308 در شهر گنجه پا به عرصه ي گيتي نهاد.وي پس از تحصيلات مقدماتي در سال 1317 همراه پدرش موسي كيشي به موطن اصلي خود باز گشت،ودر شهر اهر ساكن شد.سپس همراه خانواده اش به روستاي مرزعه جهانگير از توبع قره داغ مهاجرت نمود،همگام با كشاورزي به تحصيل هنر همت گماشت ،چندانكه با عاشيق اسد مسكين آشنا شده از محضر ايشان استفاده نمود.چنانچه در شعري از ايشان چنين ياد مي كند.
ازلدن حقيقت ديوانه سي يم،
معرفت شمع نين پروانه سي يم.
عزيزم ،اسدين نشانه سي يم،
فلك آيري ساليب ياد اولموشام من.
او در انواع شعر فولكوريك عاشيقي طبع آزمايي نموده از جمله:
استادنامه،ديواني،دوداخ ديمز،ديل ترپنمز،باغلاما،حربه زوربا،قفيل بندي لر،گرايلي،مخمس ،جناس ،غزل.
بداهه خواني (باغلاما) هاي او با عاشيق يدالله عيوض پورو عاشيق قشم جعفري زبان زد عام و خاص مي باشد.
(عاشيق قشم جعفري از روستاي كندرود از توابع شهرستان صوفيان كه هنر نگاران نسل پنجم وي را به خسته قاسيم تيكمه داشلي نسبت داده اند.)
عاشيق عزيز شهنازي هفدهم تير ماه 1374 در شهر تبريز چشم از جهان فروبست.
نمونه اي از شعر عاشيق عزيز شهنازي
وطن محبتي بالدان شيريندي،
سولقون اولار آچان گولي غريبين.
مجلس قورولاندا،صحبت دوشنده،
توتولاردانيشان ديلي غريبين.
*************
غربتده دولانسا اوبا،اويماغي،
اوره يي آرزيلار وطن تورپاغي.
گونون باتان وقتي هرآخشام چاغي،
غم چكر پوزولارحالي غريبين.
************************
غريبي ائتسه لر غربت ائلره خان،
وطن محبتي چيخماز ياديندان.
غم چكر وطنين او فراغيندان،
حسرت گوزو يولدا قالي غريبين.
**********************
قضادان عزيزه يازيلدي غربت،
قورخوم بودي اجل مئرمه يه مهلت.
كيم وئرر غسلومي ،كيم بيچرخلعت؟
تك گئدر فرارا يولي غريبين.