اوجاخلارین آنجاخ ایشیلدیر گوزی
گئدنلرین چوخ قالیبدیر سوزی
بیزدنده بیر سوز قالاجاخ آی آمان
کیملر بیزدن سوز سالاجاخ آی آمان
ادامه مطلب
ادبی-هنری
اوجاخلارین آنجاخ ایشیلدیر گوزی
گئدنلرین چوخ قالیبدیر سوزی
بیزدنده بیر سوز قالاجاخ آی آمان
کیملر بیزدن سوز سالاجاخ آی آمان
حیدربابا مرد اوغوللار دوغگینان
نامردلرین بورونلارین اوغگینان
گدیکلرده قوردلاری توت بوغگینان
قوی قوزولار آیین شایین اوتلاسین
قویونلارین قویروقلارین قاتلاسین
الف:فروردین=آغلار گولر آیی
ب:اردیبهشت=گولن آیی
ج:خرداد=قیزاران آیی
۲-تابستان=یای:
الف:تیر=قورا پیشیرن آیی
ب:مرداد:قویروق دوغان آیی
ج:شهریور=زومارآیی
۳-پاییز=پاییز:
الف:مهر=خزل آیی
ب:آبان=قیروو آیی
ج:آذر=آذر آیی
۴-زمستان=قیش:
الف:دی=چیلله آیی
ب:بهمن=دوندوران آیی
ج:اسفند=بایرام آیی
شنبه=یئل لی گون
یکشنبه=سود گونی
دوشنبه=دوز گونی
سه شنبه=تک گونی
جهارشنبه=اود گونی
پنجشنبه=سو گونی
جمعه =ائل گونی
درمناطق مختلف آذربایجان روزهای هفته به دلایل عدم آگاهی مردم البته ناخواسته ...! که مایه تاسف است روزهای هفته نسبت به اداب ورسوم ان منطقه گفته می شود .بایسته است این نام توسط خادمان فرهنگ وادب آذربایجان با تحقیقات دقیق جمع آوری شود.
مثلا درمنطقه حیدربابا چون در قره چمن بازار هفتگی روز سه شنبه است به این روز «بازار گونی»و وبه دوشنبه که در شهرستان«تیکمه داش» بازار هفتگی است«تیکمه داش بازاری ویا به پنجشنبه «جوما آخشامی» گویند.
شاعر:آشیق قشم
تاریخ لره باخدیم من فیکیر وئردیــــــــــــــم
بولبول دن سوروشدوم گول ائی یاخشی دیر
گوزل سئوسه ز نجابتین آختاریــــــــــــــن
دئمه یین آغ اوزده تئلی یاخشی دیـــر
فرهاد اولا بو داغلاری ها دلــــــــــــــه
کیپریگین اوخ باغرین باشین ها داله
بد اصیل لر الین وئرر یاد ائــــــــــــــله
هر کسه نین طایفاسی- ائلی یاخشی دیر
زامبیر قشم دوستون چاغیر هر آیـــه
طبیب گلر مرهم سالار یارایـــــــــه
بایرام آیی دئمک اولماز هر آیـــــــــه
هر کسه نین آنا دیلی یاخشی دیر!
مجلس شورای ملی جانبازیها و فداکاریهای جنابان ستارخان سردار ملی وباقرخان سالارملی وسایر غیرتمندان آذربایجان را نخستین علت آزادی و خلاص ملت ایران از قید اسارت و رقیت ارباب ظلم وعدوان می داند و از مصائب و شدایدی که آن فرزندان غیور وطن و سایر اهالی غیرتمند آذربایجان برای سعادت ابدی ونیکنامی ایران تحمل کرده اند تشکرات صمیمی عموم ملت ایران را تقدیم می نماید.
«لیکن کسانی که در آن روز در تبریز بودند وهنوز هزاران و ده هزاران زنده اند نیک می دانند که ستارخان به اندازه دلیری خود فروتن و بی آزار بود و هرگز سر پیچی از قانون یا از فرمان والی نمی کرد».

مادرم گندم درون آب مي ريزد
پنجره بر آفتاب گرمي آور مي گشايد
خانه مي روبد ، غبار چهره ي آيينه ها را مي زدايد
تا شب نوروز
خرمي در خانه ي ما پا گذارد
زندگي بركت پذيرد با شگون خويش
بشكفد در ما و سرسبزي برآرد
اي بهار اي ميهمان دير آينده
كم كمك اين خانه آماده است
تك درخت خانه ي همسايه ي ما هم
برگ هاي تازه اي داده است
گاهگاهي هم
همره پرواز ابري در گذار باد
بوي عطر نارس گل هاي كوهي را
در نفس پيچيده ام آزاد
اين همه مي گويدم هر شب
اين همه مي گويدم هر روز
باز مي آيد بهار رفته از خانه
باز مي آيد بهار زندگي افروز
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز تا زنده ام بس است همین شرمساریم
تا هست تاج عشق توام بر سر، ای غزال شیرین بود به شهر غزل شهریاریـــم
غزل: استاد سید محمد حسین شهریار
آواز:استاد محمد رضا شجریان
ویولون:استاد حبیب اله بدیعی
تار:استاد فرهنگ شریف
تنبک:استادجهانگیر ملک
آواز:دشتی
گوینده :فخری نیکزاد صدابردار:ایرج فهیمی


پیدایش ترکیب عجیب «هفتسین» نیز ار آن مواردی است که هنوز محققین محترم فارس جوابی بر مفهوم و نحوهی پیدایش آن ندارند. ابتدا، اجازه بدهید تا نکتهای را در زبان تورکی و فولکولور آن توضیح بدهیم، آنگاه به نحوهی پیدایش آن بپردازیم.
در پارهای از زبانها مثل لاتین، روسی، تورکی و ... اسم و صفت صرف میشود که در زبانشناسی به این صرف اسم و صفت declension گفته میشود. در تورکی در وضعیت «رائی» accusative اگر اسم یا صفت به مصوت ختم شود پسوند «- سین» یا «- سینی» میگیرد. مثلاً: واژههای «آتا» یا «دهده» در جمله «پدرش را دیدم» (آتاسین ]دهدهسین[ گؤردوم.) همانگونه که گفته شد، چون این اسمها به مصوت «آ»، «ــَـ» ختم میشود در حالت «رائی» پسوند «- سین» میگیرد. از این رو واژههای «آتا»، «بابا»، «دهده»، «آنا»، «آبا»، «نهنه»، «باجی»، «اوجا»، «گوده»، «آرا»، و ... و نیز در مورد عددهای «ایکی = 2»، «آلتی = 6» «یئددی = 7»، «اون ایکی = 12»، «ییرمی (ایگیرمی) = 20»، «اللی = 50» و ... چون به مصوت ختم میشوند در وضعیت accusative پسوند «- سین»، و «- سینی» خواهند گرفت. مثل:
- ایکیسین (دو تایش را)
- آلتیسین (شش تایش را)
- یئددیسین (هفت تایش را)
- ...
- اللیسین (پنجاه تایش را)
در هنگام تحویل سال در فولکولور آذربایجان این گونه گفته میشده: "آیدین برکت زادلاردان یئددیسین قویون" (از چیزهایی که سمبل برکت و روشناییاند هفتتایش را بگذارید.) این هفت مورد تقریباً از این قرارند:
1- قرآن (سمبل اعتقادی)
2- سو (= آب؛ سمبل پاکی و حیات و روشنایی)
3- بوغدا و برخی غلا دیگر (= گندم؛ به صورت برشته که محصول روی زمین و سمبل غذا هستند)
4- میوه (مخصوصاً سیب و سنجد که تا آن موقع سال میمانند؛ سمبل برکت روی درخت و یا سردرختی)
5- یومورتا (= تخم مرغ؛ که سمبل برکت حیوانی است)
6- سیککه (= سکه؛ که سمبل برکت داد و ستد است)
7- گؤیهرتی (= سبزه؛ که سمبل رویش و تازه شدن و ادامه حیات است)
که در نتیجه سال کهنه به برکت سال جدید پیوند میخورد و ادامه مییافت.
ملاحظه میکنید که «7سین» اگر به تورکی خوانده شود میشود «یئددیسین» که به معنای «هفت تایش را» است. ولی تفکر غیرفولکولوریک محققان و منگشدگی در مقابل زبان فارسی باعث مدفون شدن این ردپای فولکولوریک شده است و به جای این سمبلهای برکت «سماق» و «سرکه» پیدا شده است که لابد به سماق و سرکهی سال جدید پیوند میخورد و ادامه مییابد!
به نقل از نشریه حیدربابا
صائب تبریزی
هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند، ماند عقدهای کز پیچ و تاب زلف در دل ماند، ماند
پاکشیدن مشکل است از خاک دامنگیر عشق هر که را چون سرو اینجا پای در گل ماند، ماند
ناقص است آن کس که از فیض جنون کامل نشد در چنین فصل بهاری هر که عاقل ماند، ماند
میبرد عشق از زمین بر آسمـــان ارواح را زین دلیل آسمانی هر که غافل ماند ، ماند
تشنهی آغوش دریا را تن آسانی بلاست چون صدف هر کس که در دامان ساحل ماند،ماند
نیست ممکن ، نقش پا را از زمین برخاستن هر گرانجانی که در دنبال محمل ماند، ماند
سیل هیهات است تا دریا کند جایی مقام یک قدم هر کس که از همراهی دل ماند، ماند
بر نمیگردد به گلشن شبنم از آغوش مهر هر که صائب محو آن شیرین شمایل ماند، ماند
دونیا وار کن ، آغزون دولی داد اولسون
سنن گئچن تانیش اولسون یاد اولسون
دینه منیم شاعر اوغلوم شهریار
بیرعمردور غم اوستینه غم قالار

حیدربابا گون دالیوی داغلاسین
اوزون گولسون بولاخلارون آغلاسین
اوشاخلارون بیردسته گول باغلاسین
ئیل گلنده وئر گتیرسین بویانا
بلکه منیم یاتمیش بختیم اویانا
